-
سینما
جمعه 19 مرداد 1397 14:19
اولین بار بود در تمام این سال ها که می رفتیم سینما. حالا خانوادگی بود که باشد مهم نشستن ما کنار هم بود و سکانس شب فیلم که حایلی بود بر گرفتن دستان همدیگرمان و ضربه ممتد پاهایم به پاهایش و رد دستانم بر سفیدی شلوارش که رنگ نامناسبی ست برای سینما و مهم تر از همه آرام گرفتن انگشتانم در دستان بزرگ مردانه اش.
-
مِرا پیار
سهشنبه 16 مرداد 1397 15:47
یاد گرفتن زبان های دیگر همیشه برایم جذاب بوده است؛ مخصوصا زبانی مثل هندی که رسم الخطشانم کلا ماوراییست ... از همین رو یکی از کارهای مثبتی که در این تابستان در حال انجام دادنشم یاد گرفتن چندین زبان با هم است...اینکه آهنگی بشنوی و بفهمی اسپانیایی ست یا ایتالیایی یا سر از خط روسی و هندی در بیاوری آدم را سر کیف می آورد....
-
بسم الله
یکشنبه 14 مرداد 1397 12:10
هرکاری که بی نام خدا آغاز شود ابتر است. پرستوی مونولوگم به ابنجا کوچیده است، دیگر آن آشیانه ماندنی نبود.سلام...